خلوتی با نظیری نیشابوری
شمارهٔ ۸۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به حرف اهل غرض قرب و بعد ما بندستدل شکسته ما را هزار پیوندست
۲
از آن دمم که به حیرت فکنده دیدن اونگه به گوشه چشمم هنوز در بندست
۳
نگه دلیر نشد تا مژه به پیش آمدحجاب اگر پر کاهست، کوه الوندست
۴
دو چشم ساکن بیت الحزن به من گریدکه من اسیر به معشوقم او به فرزندست
صفحهٔ ۱ از ۳