خلوتی با نظیری نیشابوری
شمارهٔ ۸۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یک آه گرم صیقل زنگار عالمستموقوف لب گشادن ما کار عالمست
۲
مشاطه فراق تو بر چهره ام نوشتخونابه ای که گونه رخسار عالمست
۳
خودرایی خیال تو از دیده ام رماندآن معنیی که قبله گفتار عالمست
۴
بر من شب فراق شد از جرم ناکسیصبحی که طالع از در و دیوار عالمست
صفحهٔ ۱ از ۳