خلوتی با نظیری نیشابوری
شمارهٔ ۱۱۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اخترشناس در روش بخت من گم استمشکل فتاده کار نه در دست انجم است
۲
دوران صلای تفرقه داد و شراب مایک پاره در صراحی و یک پاره در خم است
۳
ساقی چو فیض اوست همه صرف او کنیماین جرعهای که در ته جام تکلم است
۴
شیرین نکرده خنده شادی مذاق کسگل نیز تلخ گشته زهر تبسم است
صفحهٔ ۱ از ۳