خلوتی با نظیری نیشابوری
شمارهٔ ۱۳۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شهر ویران شده گریه مستانه ماستهرکجا هست غمی دربهدر خانه ماست
۲
از همه سو، ره بیغوله و صحرا بستندهرکه را می نگری در پی دیوانه ماست
۳
بال و پر سوخته هر یک به کناری رفتندآن که نامد به در از بزم تو پروانه ماست
۴
به تماشای جهان باز نمانیم از توآن چه دام دگران ساخته یی دانه ماست
صفحهٔ ۱ از ۳