خلوتی با نظیری نیشابوری
شمارهٔ ۱۸۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیا که بی تو غم از خاطرم به در نرودوداعم از دل و هجرانم از نظر نرود
۲
در آن بساط که من خوان عشرت آرایممگس ز تلخی من جانب شکر نرود
۳
ز شهر خویش مرا شهرت تو دور انداختبه اختیار کسی جانب سفر نرود
۴
چه می شود، چو کریمان ره غریب زنندره دیار ببندند تا خبر نرود
صفحهٔ ۱ از ۳