خلوتی با نظیری نیشابوری
شمارهٔ ۲۰۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عشقست طلسمی که در و بام نداردآن کس که ازو یافت نشان نام ندارد
۲
بس حله الوان به قد عشق بریدندیک جامه به اندازه اندام ندارد
۳
بادی که وزد وجد کند مست محبتعاشق سر سودای می و جام ندارد
۴
بس زاویه حال مرا روز لطیف استتاب نفس صبح و دم شام ندارد
صفحهٔ ۱ از ۳