خلوتی با نظیری نیشابوری
شمارهٔ ۲۷۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چشمش به راهی می رود مژگان نمناکش نگردر سینه دارد آتشی پیراهن چاکش نگر
۲
دامی که زلف انداخته در گردن سیمینش بینخونی که مژگان ریخته بر دامن پاکش نگر
۳
شرم از میان برخاسته مهر از دهان برداشتهگفتار بی ترسش ببین رفتار بی باکش نگر
۴
قصد فریبی می کند، سوی غزالی می چمدآن چشم آهوگیر را باز زلف پیچانش نگر
صفحهٔ ۱ از ۲