خلوتی با نظیری نیشابوری
شمارهٔ ۲۸۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هردم از زلف تو دارم کافرستانی دگردم به دم نو می کنم از رویت ایمانی دگر
۲
یا تویی یا حسن رخسار تو را دزدیده استچون تویی گر سر برآرد، از گریبانی دگر
۳
چاشنی کنج آن لب از مذاقم کی رودگر بگردانم زبان را در نمکدانی دگر
۴
نیست هم دعوی حریفی، حسن تنها هر زمانرخش می تازد ز میدانی به میدانی دگر
صفحهٔ ۱ از ۳