خلوتی با نظیری نیشابوری
شمارهٔ ۲۸۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ببند دست و می از شیشه در گلویم ریزکه من به قول دف و چنگ نشکنم پرهیز
۲
غبار بر می همچون زلال ننشیندقضا ز بام به غربال گو بلا می بیز
۳
ز هول صور سرافیل بی خبر مانیمچو دامن تو بگیریم روز رستاخیز
۴
ببخش جاذبه یی تا ز خود برون آییمکه نیست غیرگریبان چاک دست آویز
صفحهٔ ۱ از ۳