خلوتی با نظیری نیشابوری
شمارهٔ ۳۱۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خسته را فاتحهای از لب خندان تو بستشنه را مژدهای از چشمه حیوان تو بس
۲
بهر در شور شر افتادن سودازدگانهر سحر شورشی از زلف پریشان تو بس
۳
ما ننالیم که حسن تو به ما کام نداددست حسن تو ازین ظلم به دامان تو بس
۴
شاهد دولت ما بی سر و سامانی چنداین که فیروز نرفتیم ز میدان تو بس
صفحهٔ ۱ از ۳