خلوتی با نظیری نیشابوری
شمارهٔ ۳۸۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
راز دیرینه ز رخ پرده برانداخت دریغحال ما شهره به انشای غزل ساخت دریغ
۲
عشق از آن روز که آتش به نیستانم زدبه پیامیم دل سوخته ننواخت دریغ
۳
جوهر بینش من در ته زنگار بماندآن که آیینه من ساخت نپرداخت دریغ
۴
کیمیاگر که مس جمله ازو زر گردیدقلب ما را نزد اکسیر چو بگداخت، دریغ
صفحهٔ ۱ از ۳