خلوتی با نظیری نیشابوری
شمارهٔ ۴۱۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا به کی خیمه چو گل بر گذر باد زنمعهد خوبی گذران بینم و فریاد زنم
۲
حاصل مزرع آفت زدگان است آن گنجمن غلط قرعه به ویرانه و آباد زنم
۳
بیش ازین شور نمی گنجد اگر کان نمکبر جگرسوختگی های خدا داد زنم
۴
مست شوقم می و خون درنظرم یکسانستسر ز ساقی کشم و چنگ به جلاد زنم
صفحهٔ ۱ از ۳