خلوتی با نظیری نیشابوری
شمارهٔ ۴۶۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دهشت از صیدم مکن بی زخم کاری نیستمخود شکار کس شوم شیر شکاری نیستم
۲
مغز افروزد شمیم و کشت سوزد شبنممآه محنت دیده ام باد بهاری نیستم
۳
خود به خون خویش می جوشم چو صهبا در سبوزین حریفان از کسی ممنون یاری نیستم
۴
به که از من کم رسد زحمت به صدر اعتبارپر به تنگ از گوشه بی اعتباری نیستم
صفحهٔ ۱ از ۳