خلوتی با نظیری نیشابوری
شمارهٔ ۵۱۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دگر خدا بود ای دل سر کجا داریکه یک دو روز شد آتش به زیر پا داری
۲
درین دیار به چشمم غریب می آیینه آن دلی تو دلا رنگ آشنا داری
۳
چه غم که در طلبت دیده ام غبار گرفتاگر تو از پی این دیده توتیا داری
۴
چو مس در آتش صد امتحان گداخته امبه جستن تو که حسنی چو کیمیا داری
صفحهٔ ۱ از ۲