شعر را زندگی کن
خلوتی با نظیری نیشابوری

شمارهٔ ۵۳۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چمن قربانگه دنیای خونخوارست پنداریدریغا گل که شاخ گلبنش دارست پنداری
۲
سحر می گفت با پروانه بلبل حال و می نالیدکه گل شد زود آخر شعله خارست پنداری
۳
به سرعت آنچنان سودای بستان می شود آخرکه اطفال چمن را گل به بازارست پنداری
۴
گل و نرگس بها بستان هر سحر مخمور می خیزندکلید باغبان در دست خمارست پنداری
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth