خلوتی با نظیری نیشابوری
شمارهٔ ۵۴۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زان عنبرین کلاله که بر سر نهاده ایمنت به تاج بر سر قیصر نهاده ای
۲
بر چهره زلف و خال بود خوش نما ولیکخط بر عذار از همه خوشتر نهاده ای
۳
آغوش جانم از بر و مویت معطر استگل در شکنج زلف معنبر نهاده ای
۴
حسن تو زیور تو بس است اینقدر چرابر گوش و سینه زحمت زیور نهاده ای
صفحهٔ ۱ از ۳