خلوتی با نظیری نیشابوری
شمارهٔ ۵۵۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سحر که سنبلم از جیب پیرهن بکشیگمان برم که رگ جانم از بدن بکشی
۲
شود کنار و برم بی تو باغ عریانیکه غارتش کنی و سنبل و سمن بکشی
۳
شبم به هم زده یارب تو انتقام مراز صبح ظالم قطاع تیغ زن بکشی
۴
شکسته شد صنم عیشم از خلیل صباحتو داد من صمد از این صنم شکن بکشی
صفحهٔ ۱ از ۳