شعر را زندگی کن
خلوتی با نظیری نیشابوری

شمارهٔ ۱۰ - ایضا در مدح خان خانان بن بیرام خان واقعست

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو شمع سوز دلم عشق بر زبان انداختدگر نخواستی آتش مرا به جان انداخت
۲
خرد ببوی معانی بخست چندانمکه بیخت خاکم و بیرون ز آستان انداخت
۳
دم از فراق عزیزان نمی توانم زدکه از بلندترین پایه ام زمان انداخت
۴
شب دراز نخوابم که شور احبابمنمک به مردمک چشم خون فشان انداخت
صفحهٔ ۱ از ۷
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth