خلوتی با نظیری نیشابوری
شمارهٔ ۱۴ - ایضا در مدح صاحبی ابوالفتح بهادر عبدالرحیم خان بن بیرام خان واقعست
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نوح را دیده من زورق طوفان گرددخضر بر چشم ترم چشمه حیوان گردد
۲
سرخ رویم ز وفا بر سر کویی کانجاآرزو آید و در خون شهیدان گردد
۳
غم بده لیک نه چندان که چو در دل باشیبر تو این گوشه محنتکده زندان گردد
۴
دل به یک نکته تسلی است که از برگ گلیقفس بلبل شوریده گلستان گردد
صفحهٔ ۱ از ۱۵