خلوتی با نظیری نیشابوری
شمارهٔ ۳۳ - این قصیده در مرثیه صبیه و برادر دلبند این کمینه گفته شده
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خون دشت کربلا می جوشد از مژگان منداغ زهرا تازه شد در کلبه احزان من
۲
چشم غواصم به ساحل گوهری آورده بودباز واصل شد به دریا گوهر غلطان من
۳
چرخ را بر گوهر من بس که می لرزید دلدر زمین از جنبش ارکان فرو شد کان من
۴
روشنایی ضمیرم بود از دیدار اوای دریغا مرد خضر چشمه حیوان من
صفحهٔ ۱ از ۱۲