خلوتی با نظیری نیشابوری
شمارهٔ ۴۰ - این قصیده در راه مکه معظمه بعد از غارت سارقان مذیل به مدح نواب محمد عزیز اعظم خان منظوم شده
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کس به مشهد پروانه ام نماید راهکه خون بمسل من نیست زیب این درگاه
۲
به دست و خنجر او صد هزار اسماعیلبه خون خویش نویسند: عبده و فداه
۳
به هر قدم که روم پیش دورتر افتمکه وحشی است غزل و کمند من کوتاه
۴
هنوز ناشد گامی به سوی او نزدیکهزار مرحله در خون دل شدم به شناه
صفحهٔ ۱ از ۲۰