شعر را زندگی کن
خلوتی با سنایی

شمارهٔ ۲۶۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای مسلمانان ندانم چارهٔ دل چون کنمیا مگر سودای عشق او ز سر بیرون کنم
۲
عاشقی را دوست دارم عاشقان را دوسترصدهزاران دل برای عاشقی پر خون کنم
۳
سوختم در عاشقی تا ساختم با عاشقانعاجزم در کار خود یارب ندانم چون کنم
۴
آتشی دارم درین دل گر شراری بر زنمآب دریاها بسوزم عالمی هامون کنم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth