شعر را زندگی کن
خلوتی با سنایی

شمارهٔ ۲۶۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا کی ز تو من عذاب بینمگر صلح کنی صواب بینم
۲
شبگیر ز خواب سست خیزمآن شب که ترا به خواب بینم
۳
یاد تو خورم به ساتکینیجایی که شراب ناب بینم
۴
امشب چه بود که حاضر آییتا من به شب آفتاب بینم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth