خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
قوی شد لاغر از گوشمال غم ز بس ما رابرون افتاد چون چنگ از بدن تار نفس ما را
۲
گلستانی که بیسرو قد رعنای او باشدخیابانش ز دلگیری بود چاک قفس ما را
۳
چه با کوه غمت سازیم؟ کز بس ناتوانیهاز پا میافگند هنگام برگشتن نفس ما را
۴
به آیین تواضع داد از پشت خمم عادتبود از شیخ پیری حق این تعلیم بس ما را
صفحهٔ ۱ از ۲