شعر را زندگی کن
خلوتی با واعظ قزوینی

شمارهٔ ۷۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شده با نیک و بد آیینه دل خوش گل ماخویش را بشکند آنکس که خورد بر دل ما
۲
سرکشی بسکه به ما خسته دلان دشوار استسبحه سان سر نزند دانه ما از گل ما
۳
سخن از آتش رخسار کسی میگذردمی توان شمع برافروختن از محفل ما
۴
خون ما سخت برو جست دم تیغش رازخم، برخیز و حلالی طلب از قاتل ما
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth