خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۹۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
با حوادث برنمیآیند مال و جاههاپا نمیگیرد پیش تندباد این کاهها
۲
روشنایی از در حق کن طلب، زآن رو که هستچشم و ابروهای تصویر، این در و درگاهها
۳
همرهی از لطف حق جو، تا به مقصد ره بریغیر بیراهی نمیآید، از این همراهها
۴
بازی دولت مخور چندین، که مانع نیستندآفتاب حشر را، این خیمه و خرگاهها
صفحهٔ ۱ از ۳