شعر را زندگی کن
خلوتی با سنایی

شمارهٔ ۲۸۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آمد گه آنکه ساغر آریمآواز چو عاشقان برآریم
۲
بر پشت چمن سمن برآمدما روی بر آن سمنبر آریم
۳
در باغ چو بنگریم رویشجانها به نثار بتگر آریم
۴
اندر ره عاشقی ز بادهگر از سر لاف خود برآریم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth