خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۲۰۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گریه خونین ترا از ناله های ما گرفتعاقبت دل خون خود، زآن نرگس شهلا گرفت
۲
کرد از چنگ غم دنیا گریبان را رهاتا بدست عقل، مجنون دامن صحرا گرفت
۳
شادکامی های عالم گر یکی سازند دستکی توانند ای غم جانان ترا از ما گرفت
۴
هرچه از ما برد گیتی، کردمش از جان حلالزور ایمان کو که بتوانم دل از دنیا گرفت؟
صفحهٔ ۱ از ۲