خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۲۳۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چگونه سوی تن از شرم باز میگرددکفی که بهر گرفتن دراز میگردد
۲
جهان هستی، اگر هست این که من دیدمچرا نفس چو فرورفت، باز میگردد
۳
مکن بدشمن سرکش ملایمت که بشمعزبان شعله ز نرمی دراز می گردد
صفحهٔ ۱ از ۱