شعر را زندگی کن
خلوتی با واعظ قزوینی

شمارهٔ ۲۴۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
فضای خاطرم از غم از آن غبار نداردکه آرزوی جهان، از دلم گذار ندارد
۲
جهان چو معرکه تیغ بازی است حذر کنچه پا نهی به میان؟ این میان کنار ندارد!
۳
بزرگیی که در آن نیست چشم لطف بمردمبود چو کوه بلندی که چشمه سار ندارد
۴
شده است سیر ز مردارخواری غم دنیاکه شاهباز دلت رغبت شکار ندارد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth