خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۲۵۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز ما به خشم جهان دو رنگ میگذردصباح و شام به رنگ پلنگ میگذرد
۲
توان ز عینک پیران به چشم دل دیدنکه تیر آه ضعیفان ز سنگ میگذرد
۳
تمام عمر تو ای سادهدل ز نقش هنربه فکر جامه خوشطرح و رنگ میگذرد
۴
به خون خویش نمودیم صلح با تو همانزما چو تیر نگاهت به جنگ میگذرد
صفحهٔ ۱ از ۲