خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۲۹۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شوری اگر بسر هست، دستار گو نباشدبردوش بار سر هست، سربار گو نباشد؟
۲
دل چون انار اگر هست، پرخون ز دست شوخیبر تن قبا ز شوخی، گلنار گو نباشد!
۳
خود جامه در برت هست، دستار بر سرت هستگر بیم محشرت هست، زرتار گو نباشد!
۴
پست و بلند گیتی، چون موج در گذار استطی میشود چو این راه، هموار گو نباشد
صفحهٔ ۱ از ۴