خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۳۱۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یاران ز خودستایی، پیوسته در خروشندجنس هنر ندارد، زان روی خود فروشند
۲
گیتی دهان افعی است، خلق زمانه دندانبر جان خلق نیشند، در کام خویش نوشند
۳
افسرده آتش مهر، کانون سینه ها رایاران عجب نباشد با یکدگر نجوشند
۴
زین دوستان عجب نیست، گویند اگر بد ماهستند بس تنک، زان عیب کس نپوشند!
صفحهٔ ۱ از ۲