خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۳۳۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در زبان خبطی سخن را از بها می افگنددر قلم مویی رقم را از صفا می افگند
۲
سختی احوال باشد مایه فرخندگیاستخوان حق سعادت بر هما می افگند
۳
اره آمد شد درها، برای خرده ییزود نخل اعتبارت را ز پا می افگند
۴
شادی بسیار در دل بسکه ادبار آورستخنده پر زور کس را بر قفا می افگند
صفحهٔ ۱ از ۲