خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۳۳۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نیست دندان آنکه پیران از دهان می افگنندتف بر روی اعتبار این جهان می افگنند!
۲
قد چو خم گردید، دانستم که بر خاک فناچون خدنگم عاقبت با این کمان می افگنند
۳
وارثان دستار از مرگم زنند ار بر زمینلبک در باطن کله در آسمان می افگنند
۴
چون کسی کز بهر جستن پس رود، این زاهدانخویش را از گوشه گیری در میان می افگنند
صفحهٔ ۱ از ۲