خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۳۴۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رویش چو آتشین ز می ناب میشودبر جبههاش گره چو عرق آب میشود
۲
چون بیندت کسی و نگردد به گرد تو؟بر عکست آب آینه گرداب میشود!
۳
خوش پیشهایست عشق، که پیوسته در نِمُوستدر وی ز بس که زهره شیر آب میشود
۴
بیعارض تو رنگ ندارد جمال ماهعکس تو غازه رخ مهتاب میشود
صفحهٔ ۱ از ۲