خلوتی با سنایی
شمارهٔ ۳۰۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز دست مکر وز دستان جاناننمیدانم سر و سامان جانان
۲
ز بس کاخ شوخ داند پای بازیشدم سرگشته و حیران جانان
۳
گشاد از چشم من صد چشمهٔ خوندو بند زلف مشک افشان جانان
۴
اگر چه خود ندارد با رهی دلهزاران جان فدای جان جانان
صفحهٔ ۱ از ۲