شعر را زندگی کن
خلوتی با سنایی

شمارهٔ ۳۱۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای سنایی در ره ایمان قدم هشیار زندر مسلمانی قدم با مرد دعوی‌دار زن
۲
ور تو از اخلاص خواهی تا چو زر خالص شویدیدهٔ اخلاص را چون طوق بر زنار زن
۳
پی به قلاشی فرو نه فرد گرد از عین ذاتآتش قلاشی اندر ننگ و نام و عار زن
۴
درد سوز سینه را وقت سحر بنشان ز دردوز پی دردی قدم با مرد دردی خوار زن
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth