خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۴۶۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا کعبه با خیال تو همدوش رفته اماین راه را تمام بآغوش رفته ام
۲
دور و دراز شد سفر بیخودی مراگویا ببوی زلف تو از هوش رفته ام
۳
در حیرتم که با همه بیقوتی چه ساناز یادت ای نگار قصب پوش رفته ام؟!
۴
نازش ز چین جبهه برویم کشیده تیغتا چون خطش بسیر بنا گوش رفته ام
صفحهٔ ۱ از ۲