خلوتی با سنایی
شمارهٔ ۳۱۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای هوایی یار یک ره تو هوای یار زنآتشی بفروز و اندر خرمن اغیار زن
۲
طبل از هستی خویش اندر جهان تاکی زنیبر در هستی یکی از نیستی مسمار زن
۳
با می تلخ مغانه دامن افلاس گیرآز را بر روی آن قرای دعویدار زن
۴
زاهدان ار تکیه بر زهد و صیام خود کنندتو چو مردان تکیه بر خمر و در خمار زن
صفحهٔ ۱ از ۳