خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۴۷۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از ناز اگر نیایی، خود در خیال مردمرحمت چرا نیاید، باری بحال مردم؟!
۲
از وحشتی که داری، حرف رخت نیایددر مصحف نکویی، هرگز بفال مردم
۳
بر کس نمیوزد تند هرگز نسیم لطفتاز دل چگونه خیزد گرد ملال مردم
۴
چشمی ز صبح وصلت، هرگز نکرد روشنهر چند سوخت خود را، شمع خیال مردم
صفحهٔ ۱ از ۲