خلوتی با سنایی
شمارهٔ ۳۲۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ایا معمار دین اول دل و دین را عمارت کنپس آنگه خیز و رندان را سحرگاهی زیارت کن
۲
خرابات ای خراباتی به عین عقل چون دیدینهان از گوشهای ما را به عین سر اشارت کن
۳
بکش خط بر همه عالم ز بهر رند میخانهزیارت رند حضرت را برو مسح و طهارت کن
۴
جهان کفر و ایمان را ز سوز عشق بر هم زنعیار نیک بر کف گیر و یک ساعت عبارت کن
صفحهٔ ۱ از ۲