خلوتی با سنایی
شمارهٔ ۳۲۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای شوخ دیده اسب جفا بیش زین مکنما را چو چشم خویش نژند و حزین مکن
۲
ای ماه روی بر سر ما هر زمان ز جورچون دور آسمان دگری به گزین مکن
۳
مهری که خود نهادهای آن مهر بر مدارمهری که خود نمودهای آن مهر کین مکن
۴
گه چون خدای حاجت ما ز آستان مسازگه چون خلیفه نایب ما ز آستین مکن
صفحهٔ ۱ از ۵