شعر را زندگی کن
خلوتی با سنایی

شمارهٔ ۳۴۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خواجه سلام علیک آن لب چون نوش بینلعل شکروش نگر سنبل خور جوش بین
۲
تا که بر اسب جمال گشت سوار آن پسرجلمهٔ عشاق را غاشیه بر دوش بین
۳
جزع وی و لعل وی خامش و گویا شدندجزعی گویا نگر لعلی خاموش بین
۴
بیدل و بیجان منم در غم هجران اوخواجه سلام علیک عاشق مدهوش بین
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth