شعر را زندگی کن
خلوتی با سنایی

شمارهٔ ۳۵۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
موی چون کافور دارم از سر زلفین توزندگانی تلخ دارم از لب شیرین تو
۲
خاک بر سر کردم از طور رخ پر آب توسنگ بر دل بستم از جور دل سنگین تو
۳
مونس من ماه و پروین است هر شب تا به روززان رخ چون ماه و زان دندان چون پروین تو
۴
زعفران‌ست از رخ من توده بر بالین منارغوان‌ست از رخ تو سوده بر بالین تو
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth