خلوتی با سنایی
شمارهٔ ۳۵۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عاشقم بر لعل شکرخای توفتنهام بر قامت رعنای تو
۲
ماه بر راه اوفتاد از روی توسرو شرمنده شد از بالای تو
۳
پوست در تن خشک دارم همچو چنگاز هوای چنگ روحافزای تو
۴
جان من شد مسکن رنج و بلاتا دل مسکین من شد جای تو
صفحهٔ ۱ از ۲