شعر را زندگی کن
خلوتی با سنایی

شمارهٔ ۴۰۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
صنما آن خط مشکین که فراز آوردیبر گل از غلیه گوی که طراز آوردی
۲
گرچه خوبست به گرد رخ تو زلف درازخط بسی خوبتر از زلف دراز آوردی
۳
گر نیازست رهی را به خط خوب تو بازتو رهی را به خط خویش نیاز آوردی
۴
قبله‌ای ساختی از غالیه بر سیم سپیدتا بدان قبله بتان را به نماز آوردی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth