خلوتی با غزالی
بخش ۵۹ - فوایدِ عزلت
رکن دوم - رکن معاملات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بدان که در عزلت شش فایده است:
۲
فایدهٔ اوّل
۳
فراغتِ ذکر و فکرت که بزرگترین عبادات فکرت است در عجایبِ صنعِ حق تعالی و در ملکوتِ آسمان و زمین و شناختنِ اسرارِ ایزد تعالی در دنیا و آخرت. بلکه بزرگترین آن است که همگیِ خویش به حق تعالی دهد تا از هرچه جز وی خبر است بیخبر شود و از خود نیز بیخبر شود و جز با حق تعالی نماند و این جز خلوت و عزلت راست نیاید که هرچه جز حق تعالی است شاغل است از حق تعالی، خاصّه کسی را که آن قوّت ندارد که در میانِ خلق با حق بوَد و بی خلق بوَد چون انبیاء (ع).
۴
و از این بود که رسول (ص) در ابتدایِ کارِ خویش عزلت گرفت در کوه و به کوهِ حرا شد و از خَلق بُرید تا آنگاه که نورِ نبوّت قوّت گرفت و بدان درجه رسید که به تن با خلق بود و به دل با حق، و گفت، «اگر کسی را به دوستی گرفتمی ابوبکر را گرفتمی، ولیکن دوستیِ حق جایِ هیچ دوستیِ دیگر نگذاشته است». و مردمان پنداشتند که وی را با هر کسی دوستی است و نه عجب اگر اولیا نیز بدین درجه رسند که سهلِ تُستَری میگوید که سی سال است که من با حق تعالی سخن میگویم و مردمان میپندارند که با خلق میگویم و این محال نیست که کس باشد که وی را عشقِ مخلوقی چنان بگیرد که سَر میانِ مردمان باشد و سخنِ کس نشنود و مردمان را نبیند از دوستی و مشغولی ولیکن هر کسی را بدین غرّه نباید شدن، که بیشتر آن باشد که در میانِ خلق از سرِ کار بیفتد. یکی مر رُهبانی را گفت که نَهمار صبوری بر تنهایی! گفت، «من تنها نَهام. همنشینِ حقّم. چون خواهم که با وی راز گویم نماز کنم و چون خواهم که با من راز گوید قرآن خوانم». و یکی را پرسیدند که این قوم از خلوت چه فایده گرفتهاند؟ گفت، «اُنس به حق تعالی».
صفحهٔ ۱ از ۸