خلوتی با سنایی
شمارهٔ ۴۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
روی چو ماه داری زلف سیاه داریبر سرو ماه داری بر سر کلاه داری
۲
خال تو بوسه خواهد لیکن هم از لب توهم بوسه جای داری هم بوسه خواه داری
۳
زلف تو بر دل من بندی نهاد محکمگفتم که بند دارم گفتا گناه داری
۴
یکره بپرس جانا زان زلف مشکبویتتا بر گل مورد چون خوابگاه داری
صفحهٔ ۱ از ۲