خلوتی با غزالی
بخش ۵۵ - پیدا کردن آفات طمع و حرص و فایده قناعت
رکن سوم - رکن مهلکات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بدان که طمع از جمله اخلاق مذموم است و مذلت اندر حال نقد بود و خجلت به آخر کار چون طمع برنیاید و بسیار اخلاق بد از وی تولد کند که هرکه به کسی طمع دارد با وی مداهنت کند و نفاق کند و به عبارت ریا کند و بر استخفاف و باطل وی صبر کند. و آدمی را حریص آفریده اند که بدان که دارد هرگز قناعت نکند و جز به قناعت از حرص و طمع نرهد.
۲
و رسول (ص) گفت، «اگر آدمی را دو وادی پر زر بودی، وادی سیم خواهد و جز خاک اندرون آدمی پر نگرداند». و گفت،(ص) «همه چیز از آدمی پیر گردد الا دو چیز. امید زندگانی و دوستی مال». و گفت، «خنک آن کسی است که راه اسلام به وی نمودن و قدرت کفایت به وی دادند و بدان قناعت کرد». و گفت، «روح القدس در من دمید که هیچ بنده ای نمیرد تا روزی وی به تمام نرسد. از خدای تعالی بترسید و طلب دنیا به آهستگی کنید» یعنی مبالغت بر حرص مکنید و از حد مبرید.
۳
و گفت، «از شبهات ها حذر کن تا عابدترین خلق باشی و به آنچه داری قناعت کن تا شاکرترین خلق تو باشی و خلق را آن پسند که خود را پسندی تا مومن باشی» و عوف بن مالک رحمهم الله گفت، «نزدیک رسول (ص) بودیم هفت یا هشت کس، گفت، «بیعت بکنید با رسول خدای»، گفتیم، «بر چه بیعت کنیم؟» گفت، «بیعت بکنید که خدای را بپرستید و پنج نماز به پای دارید و هرچه فرماید به سمع و طاعت پیش روید» و یک سخن آهسته گفت، «و از هیچ کس سوال مکنید» و این قوم پس از آن چنان بودند که اگر تازیانه ای از دست ایشان بیفتادی فراکس نگفتندی که به من ده و موسی (ع) گفت، «یارب از بندگان تو که توانگرتر؟» گفت، «آن که قناعت بکند بدانچه من بدهم». گفت، «که عادلتر؟» گفت، «آن که انصاف از خود بدهد».
۴
و محمد بن واسع رحمهم الله نان خشک در آب کردی و می خوردی و می گفتی که هرکه بدین قناعت کند از همه خلق بی نیاز بود. ابن مسعود رحمهم الله گفت، «هر روز فرشته منادی کنند که یا پسر آدم! اندکی که تو را کفایت بود بهتر از بسیاری که تو را کفایت نبود و از آن بطر و غفلت بود». و سمیط بن عجلان گوید که شکم تو به دستی دربدستی بیش نیست. چرا باید که تو را به دوزخ برد؟ و در خبر است که حق تعالی می گوید، «یابن آدم! اگر همه دنیا تو را دهم نصیب تو از آن جز قوتی نخواهد بود. چون بیش از قوت ندهم و مشغله و حساب بر دیگران نهم چه نیکوئی بیش از آن بود که با تو کرده باشم؟» و یکی از حکما می گوید، «هیچ کس به رنج صبورتر از حریص مطمع نبود و هیچ کس را عیش خوشتر از قانع نبود و هیچ کس اندوهگین تر از حسود نبود و هیچ کس سبکبارتر از آن کس نبود که به ترک دنیا بگوید و هیچ کس پشیمانتر از عالم بدکردار نبود.
صفحهٔ ۱ از ۲